امور مارکتینگ ناکافی هستند؟

شناخت یک تجربه

تجربه یک فروش خوب و تاثیرگذار و همچنین ادامه دار شدن دامنه فروش ، در این آموزش به مسائل متعددی می پردازیم،

که بعد از مطالعه آن بتوانید راه های مختلف فروش را پیدا و به کار ببندید.

علم و دانش برای انسان جمالی است که از هیچ کس پوشیده نیست.

نسبتی است که هرگز مورد جفا قرار نمی‌گیرد. (امام علی علیه‌السلام)

بازاریاب‌ها سال‌هاست درباره پنج مورد بازاریابی صحبت می‌کنند

(بیش از پنج مورد وجود دارد؛ اما هرکس پنج مورد مطلوب خود را دارد)،

بعضی از آن‌ها در زیر آورده شده‌اند.

  • محصول
  • مبلغ
  • تبلیغات
  • تثبیت موقعیت
  • نامورسازی
  • بسته‌بندی
  • پایداری
  • مجوزها

این فهرست امور بازاریابی است:

راهی سریع برای اینکه یقین حاصل کنید کار خود را انجام داده‌اید،

روشی برای توصیف شیوه‌ عملکردتان در مورد اینکه می‌خواهید افراد را چگونه قانع کنید

تا آنچه را کارخانه‌تان تولید کرده است بخرند.

البته اگر این موارد با یکدیگر تضاد نداشته باشند

(مثلاً مواد غذایی به شکل پوره که برای افراد مسن بازاریابی می‌کنید؛ اما طعم غذای کودک می‌دهند)،

در این‌صورت پیام بازاریابی نامشخص و درنهایت بی‌تأثیر خواهد بود.

هیچ تعهدی وجود ندارد که بازاریابی جواب دهد؛

اما تجربه ثابت کرده است که اگر همه موارد فهرستتان را درست انجام دهید،

احتمال کمی وجود دارد که موفق شوید. مانع خاصی ایجاد نشده و تنها مانع این است که این موارد کافی نیستند.

یک جلب توجه جدید

یک مثال جدید :

چندین سال پیش وقتی همراه خانواده‌ با خودرو سفر می‌کردیم،

شیفته صدها گاو در حال چرا در چراگاه‌های خوش‌منظره کنار بزرگ‌راه شدیم.

ده‌ها کیلومتر همگی با شیفتگی از پنجره بیرون را تماشا می‌کردیم و زیبایی همه‌ آنچه را می‌دیدیم، تحسین می‌کردیم.

پس از آن در مدت بیست دقیقه کم‌کم گاو‌ها را نادیده می‌گرفتیم.

گاوهای جدید هم به زیبایی گاوهای قبلی بودند؛

اما آنچه ابتدا بسیار جالب بود، اکنون بسیار عادی به نظر می‌رسید.

حتی بیش از حد معمولی و خسته‌کننده!

گاوها پس از آنکه مدتی نگاهشان کردید، خسته‌کننده می‌شوند.

ممکن است گاوهای عالی، جذاب، با شخصیت‌های جالب و رنگ‌های تیره و روشن زیبا باشند؛

اما همچنان حوصله سر‌برند.

حال اگر یک گاو با رنگی متفاوت وجود داشت. آن موقع چه اتفاقی می افتاد.

ماهیت گاو جدید این است که باید بی‌همتا باشد. درحقیقت واژه‌ «بی‌همتا» باید یکی از موارد فهرستتان باشد.

چه می‌توان کرد؟

کلمات بزرگ‌نمایی‌شده و اظهارات جسورانه

چیزی که بی‌همتاست، ارزش بحث‌کردن دارد؛ ارزش توجه دارد؛ چیزی استثنایی، جدید و جالب.

امور خسته‌کننده دیده نمی‌شوند.

بازاریابی بی‌همتا هنر نمایاندن چیزی است که در محصول یا خدمات شما ارزش توجه‌کردن دارد.

بازاریابی را آخرین فن ندانید که دقایق پایانی به کار اضافه می‌شود،

بلکه درک کنید اگر آنچه پیشنهاد می‌کنید بی‌همتا نیست، قطعاً دیده نخواهد شد.

مجموعه صنایع تلویزیونی رابطه مستقیم بین تقاضای مشتری با تبلیغات تلویزیون و شرکت‌های همواره در حال رشدی است

که در حیطه‌ سرمایه‌گذاری روی هزینه‌های بازاریابی همواره افزایش‌یابنده ایجاد شده‌اند.

مشتریان مصرف‌گرا دیگر نمی‌دانند چه بخرند.

ما نیاز خود را داریم.

چیزهای کمی هستند که می‌خواهیم و آن‌قدر مشغولیم که نمی‌توانیم زمان زیادی را صرف تحقیق درباره چیزی کنیم که شما برای ارائه آن به ما سخت کار کرده‌اید.

بخش بازاریابی محصول یا خدمات، تقریباً نیمه‌تمام را دریافت و با صرف هزینه تلاش می‌کند منافع ویژه آن را به هدفی برای مخاطبان تبدیل کند.

این شیوه دیگر جواب نمی‌دهد.

من باور دارم اکنون به جایی رسیده‌ایم که دیگر نمی‌توانیم مستقیم برای گروهی بزرگ بازاریابی کنیم.

دنیایی خلق کرده‌ایم که در آن بیشتر محصولات دیده نمی‌شوند.

در طول دو دهه اخیر نویسندگان هوشمند تجارت‌ها متذکر شده‌اند که ماهیت بازاریابی در حال تغییر است.

بازاریاب‌ها در مورد این ایده‌ها مطالعه و بحث کرده‌اند و حتی بعضی از آن‌ها را هم به کار برده‌اند؛

اما درنهایت از ماهیت اصلی روش‌های قدیمی بازاریابی خود بهره‌مند شده‌اند.

به‌ هرحال روش‌های قدیمی اکنون منسوخ شده‌اند.

اما صد سال سابقه‌ بازاریابی دیگر گذشته است.

روش‌های جایگزین موضوعی تازه و بدیع نیستند،

بلکه تمام آن چیزهایی‌اند که نادیده گرفته‌ایم.

تبلیغات را متوقف و نوآوری را شروع کنید.

پیش از بازاریابی، در طول دوره و پس از بازاریابی

پیش از بازاریابی تبلیغات دهان به دهان بود.

درباره محصولات و خدماتی صحبت می‌شد که می‌توانستند مشکلی را حل کنند و قطعاً خریده می‌شدند.

بهترین فروشندگان سبزیجات در بازار شهرت داشتند و همواره جلوی مغازه‌شان شلوغ بود.

در دوره‌ تبلیغات ترکیب مشتریان روبه‌رشد،

تقاضای مصرفی که به نظر بی‌پایان می‌آمد و قدرت تلویزیون و رسانه‌های عمومی به ایجاد فرمولی جادویی منجر شد:

اگر مستقیم برای مصرف‌کننده (هر نوع مصرف‌کننده‌ای) تبلیغ می‌کردید، فروش افزایش می‌یافت.

همکاری با یک شرکت تبلیغاتی مناسب و سرمایه‌گذار مناسب به این معنی بود که

می‌توانستید شرکتی تقریباً به بزرگی تصورتان داشته باشید.

پس از دوره‌ تبلیغات تقریباً به نقطه‌ شروعمان بازگشتیم؛

اما به‌جای اینکه محصولات با تبلیغات دهان به دهان به‌آرامی و به‌سختی به موفقیت برسند،

قدرت شبکه‌های جدید به ما اجازه داد

تا ایده‌های بی‌همتای خود را بین اقشار گوناگون جمعیت با سرعت بسیار زیادی منتشر کنیم.

ما در مقام بازاریاب می‌دانیم که شیوه‌های گذشته دیگر کار نمی‌کنند و علتش را نیز می‌دانیم،

زیرا در مقام مشتری آن‌قدر درگیر و مشغول هستیم که فرصتی برای توجه به تبلیغات نداریم؛

اما هم‌زمان بسیار مشتاقیم محصولات خوبی پیدا کنیم که مشکلاتمان را حل کنند.

بهترین چیزها پس از خردکن نان

سال ۱۹۱۲ اوتو فردریک رودِر، خردکن نان را ابداع کرد.

چه ایده‌ بی‌نظیری :

دستگاهی ساده که می‌توانست قرص نان را قطعه‌قطعه کند.

این دستگاه شکستی واقعی بود.

اینجا شروع دوره‌ تبلیغات بود، به این معنا که یک محصول خوب با بازاریابی بد، شانس بسیار کمی برای موفقیت داشت.

این محصول تا بیست سال بعد‌ ــ زمانی که برندی جدید به نام واندر شروع به بازاریابی خردکن نان کرد

موفقیتی کسب نکرد تا به موفقیت اختراع منجر شود.

اما بسته‌بندی و تبلیغات (دوازده شیوه ساخت پیکره‌های قدرتمند) موجب موفقیت شدند،

نه قانع‌شدن محض و نوآوری نانِ از پیش قطعه‌قطعه‌شده

نتيجه گيری :

همانطور که در موارد مختلف ذکر شد

بازاریابی و در کل تبلیغات شیوه های متفاوتی دارد که بسته به نظر بازاریاب می تواند استفاده شود.

اما طرز صحیح استفاده از این روش ها چه به صورت سنتی و قدیم،چه به صورت امروزی و جدید به عهده بازاریاب شماست.

پس در انتخاب نیروی های خبره بیشتر دقت کنید.

تا در نهایت بتوانید به یک تحلیل درست از بازار محصولات خود برسید.

اگر نیازی به کمک داشتید حتما با ما در تماس باشید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *